من اينجا نيست رفته شعر بخواند

 

 
طراح قالب

 

۱۳۸٦/۱٠/٢۸

 

 

با سلام

ایام ماه محرم رو به همه تسلیت عرض میکنم

واینکه لطفا اقا پسر ها و دختر خانم ها رعایت این

شبها را بفرمایند من بوشهری هستم ومراسم

سنج و دمام تبدیل شده به یه جور اهنگ رقص و البته

جای قرار دختران و پسران لطفا رعایت کنید از کسانی

که به این وب سر میزنند در خواست دارم دوستان بی تربیت

خودشان را تربیت کنند

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۱٠/۱٢

 

 خدایا همه ی انسان ها را در کارهایشان موفق بدار اگر می دانی به صلاح انان است البته منظورم کارها ی خیره هاااااااااااااا 

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/٢٤

رد پا

 

تو که باور نمی کنی این را که مرا خوانده اند دیوانه

با همان چشمان سیاه رنگ با همان ابروان جانانه

لابه لای درخت های حیاط باد میرقصد ودل من نیز

هیچ کس مثل تو نمی خندد مثل یک اشنای بیگانه

بوی غم می دهد تمام تنم ونفهمیده ام چرا دیگر

دست های پر زمحبت تو موی مرا نمی کشد شانه

خون من می چکید میان رگت اخرش عشق کار دستم داد

مانده اما به روی قالی ها رد پایت هنوز در خانه

این شعر رو دوستم در وصف من گفته امیدوارم خوشتون بیاد  

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/٢٠

 

 

به کدامین گناه باید زندگی سر تاسر سیاه  باشد

فقط به ان دلیل که دیگران نمی فهمند ما را

اخر باید به کدامین دادسرا عارض شد

انها که می انگارند میدانند در واقع

همان ها هستند که در زندگی

همیشه گمراه می مانند

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/۱۸

 

 

من فکر میکنم همه ی ما برای اینکه عاشق کسی باشیم باید اول اونو از ته قلبمون دوست ذاشته باشیم چون عشق ممکنه بعد از یه مدت کوتاه از بین بره ولی اگر کسی رودوست داشه باشیم همیشه دوستش داریم اینم نظر منه

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/۱۸

 

 در بهار تنهایی تورا می جویم تو را که به رنگ بهاری و به رنگ تک درخت گیلاس خانه هر روز تو را میبینم بی هیچ سخنی از کنارم رد میشوی بدون انکه حتی نگاهی بیاندازی تو مانند سنگی می مانی سخت که نمی توان تو را شکست اما من در ارزوی ان به سر میبرم که روزی همین سنگ سخت را مانند مواد مذاب اتشفشان نرم کنم در ان زمان است که این دل خسته به ارامش واقعی خود دست پیدا میکند  من فقط تو را میبینم اما نمی دانم تو نیز یارای ذیذن ذل خسته ی مرا داری یانه ولی میدانم دل سنگ تو همانند دل خود را دوست میدارد پس من نیز به مانند تو میشوم  

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/۱٧

زندگی

 راستی ما برای چه زندگی می کنیم ؟برای اینکه دنیای زیبایی را که معبودمان افریده و برای ما قرار داده از بین ببریم ؟این سوالی است که همیشه از خود می پرسم فایده ی این چند صباح زندگی چیست بیشترین ان انسانی میشود  موفق بامدرکی دکترا یا بیش از ان اما وقتی میتوانیم راحت تر زندگی کنیم چراهمیشه در زندگی به خود سخت میگیریم مهم ان است که دنیای پاک خود را از بین نبریم و گل های سرخ را زیر پایمان له نکنیم 

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/۱٧

 

 

امروز نمي دانم بايد كه بود كسي بايدبود با قلبي سرشار از عشق يا با قلبي سرشار از نفرت نمي توان به عشق اطمينان كرد نفرت نيز مقدمه ي خيانت است مثل اينكه بهتر است هر دو را رها كنيم

سمیرا

پيام هاي ديگران


۱۳۸٦/۸/۱٧

نگاه

 

 در همان اخرین نگاه بود که تو را دیدم ......تو نیز در انجا حضور داشتی ...... ولی نبود انگار روحت در انجا ....جسمت نیز میل پرواز داشت .....اما افسوس.....افسوس که در گیر ودار انجا کسی نمی داست تو را ......ومن نیزکه میدانستم ........نخواستم کاری کنم                                                                                       

سمیرا

پيام هاي ديگران


نقشه وبلاگ

خانه

آرشیو

پست الکترونیکی

 


عشق
~~~~~~~~~~~~~
خداوندا آنهايي را که دوست مي داري
بياموز عشق برتر از زندگي کردن است

آنهايي را که دوست تر ميداري
بچشان دوست داشتن بالا تر از
زندگي کردن است


:آمار بینندگان

 

:لینک دوستان

زير گنبد کبود.....
بامن حرف بزن
پنجره ای برای ديدن
قلب شکسته
گفته هايی از نگفته ها
اشیونه

 

:لوگوی دوستان

 Free TEMPLTE By SENATOR

 قالب های رایگان برای وبلاگ